تبليغاتX
زمه زمه یاهو

زمه زمه یاهو

هر کسی از ظن خود شد یار من از درون من نجست اسرار من


                                      ستاره

               ستاره هنوز بیداری بازم امشب خواب نداری 

                                             نکنه تو هم مثل من عاشقی چشم انتظاري

  نکنه تو هم تو شبها خسته از قبار جاده

                                          خواب مهتاب و میبینی که میاد پای پیاده

                نکنه هجوم ابرا تو رو هم از ما بگیره

                             ستاره برای بودن دیگه فردا خیلی دیره

              حالا که خورشید طلسم سنگی خواب

                                           تو نگو عشق دروغه تو نگودنیا سرابه

                با کدوم بهونه باید شب و از کوچه دزدید

                                                      گل سرخ عاشقی رو به غریبه ها نبخشید

                ستاره همه غرورم پیشکش ناز تو باشه

تو بمون تا چشمهای من با سپیدی آشنا شه

                                                         من اگه اسیر خاکم تو که جات تو آسمونه

                          دلخوشم به اینکه هر شب تو میآی رو بوم خونه

همنشینه ابر و ماهی توی اون همه سیاهی

نکنه انقدر دورشی که دیگه منو نخواهی

+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/10/11ساعت 10:49 PM  توسط محمد  | 

تقدیم به فرید .......

+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/10/11ساعت 10:47 PM  توسط محمد  | 

یار دبستانی من

يار دبستاني من
با من و هم راه مني
چوب الف بر سر ما
بغض من و آه مني
حك شده اسم من و تو
بر تن اين تخت سياه
تركيه بيداد و ستم
مونده هنوز روي تن ما
دشت بيفرهنگي ما
هر ز تمومه الفهاش
خوب اگه خوب
بد اگه بد
مرده دلهاي آدمهاش
دست من و تو بايد اين
پردهها را پاره كنه
كي ميمونه جز من و تو
درد ما را چاره كنه
يار دبستاني من
با من و هم راه مني
چوب الف بر سر ما
بغض من و آه مني
حك شده اسم من و تو
بر تن اين تخت سياه
تركيه بيداد و ستم
مونده هنوز روي تن ما
+ نوشته شده در  شنبه 1384/10/10ساعت 2:41 PM  توسط محمد  | 

امشب ....

شیواترین واژه‌های مهر را    امشب
ارزانی‌ی آمدنت می‌کردم 
شکیل‌ترین الفبای زمین را  امشب
گستران گام‌هایت می‌خواندم
مهربان‌ترین شعر عاشقانه را         امشب
بر بلندترین قله‌ی شهر می‌نوشتم
 
من اگر شاعر بودم
رنگ و نور و نغمه را                امشب
مهربان بر فضای  آمدنت می‌باریدم
فرود تمامی‌ی گل‌برگ‌ها را           امشب
پای‌کوبان به سور می‌رقصیدم
بر سنگ دیوار و مروارید دریا و درخت جنگل                   امشب‌
عاشقانه‌ترین نام را ثبت می‌کردم
 
من اگر شاعر بودم
نرم و ناز و نجیبانه         امشب
دیوانه‌گی‌ام از آمدنت را فریاد فریاد فریاد می‌زدم
سپیده‌ی صبح را   امشب 
به‌شنیدن صدای گام‌هایت دعوت می‌کردم
ترانه‌های بهشتی‌ی زمین را           امشب 
بر شوکت آمدنت شادمان می‌خواندم:
"من اگر شاعر ..."
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1384/10/08ساعت 2:35 PM  توسط محمد  | 

مث شعله هاي آتيش كه مياد بالا فروكش مي كنه

مث ابري كه مي باره رو زمين خاك و نوازش مي كنه

مث سرما مث گرماي يهو يه اتفاق

مث مستي مث گم شدن توي گلهاي باغ

مث پايان زمستون كه مياد دوباره يار

مث اول بهار كه شادي آورده قرار

مث آغاز، مث روز اول ارديبهشت

كه اومد تو زندگيم يه فصل تازه اي نوشت

مث سبزه، مث رويش، مث شوق

مث باور، مث ايمان، مث ذوق

مث گلدون مث آواز مث ساز

مث چشماي عقيق و مث راز

مث احساس تعلق مث گرمي حضور

مث همراه تو بودن توي جاده ي عبور

مث چشمه، مث دريا، مث موج

مث رويا، مث اميد، مث اوج

مث بارون كه مياد نويد آغازو ميده

مث فكرت كه به من اميد پروازو ميده

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1384/10/07ساعت 2:37 PM  توسط محمد  | 

 آری ،

 یکی را دوست میدارم ، آن را احساس کردم در قلبم …

او همان ستاره درخشان آسمان شبهای دلتنگی و تیره و تار من است…

او همان خورشید درخشان آسمان روزهای زندگی من است…

یکی را دوست میدارم …

آری ، او همان مهتاب روشن بخش شبهای من است …

قلبم او را دوست میدارد و من هم تسلیم احساست پاک قلبم میباشم…

یکی را دوست میدارم ،

 همان فرشته ای که در نیمه شب عشق به خوابم

آمد و مرا با خود به دشت دوستی ها برد…

او همان فرشته ای است که با بالین سفیدش مرا به اوج آسمان آبی برد و

مرا با دنیای دوستی و محبت آشنا کرد…

یکی را دوست میدارم ،

همان کسی که هر شب برایم قصه لیلی و مجنون

در گوشم زمزمه میکرد و مرا به خواب عاشقی می برد …

یکی را دوست میدارم ،

 همان کسی که مرا آرام کرد و معنی دوستی را به

من آموخت…

اینک که من با او هستم معنی واقعی دوست داشتن را فهمیدم …

او مثل ابر بهار زود گذر نیست ، او برایم مانند یک آسمان است که همیشه

بالای سرم می باشد…

آسمانی که زمانی ابری می شود چشمهای من هم از دلگیری او بارانی می شود…

آری ، تو برایم مانند همان آسمانی…

یکی را دوست میدارم ،

 او دیگر یکی نیست او برایم یک دنیا عشق است…

پس بمان ای کسی که تو را دوست میدارم ، بمان و تسلیم احساسات پاک

من باش…

می خواهم تو را شکنجه دهم ، شکنجه عشق و محبت خودم !!!!

آنقدر تو را شکنجه می دهم تا تمام وجود من شوی ، چون که تو را دوست

دارم…

ای خورشید آسمان روزهای من ، ای مهتاب روشن بخش شبهای من ، ای

 ستاره درخشان آسمان تیره و تار من ، ای آسمان زندگی من و در پایان ای

همدم زندگی من ، با من باش چون که تو را دوست میدارم ، آری ، تو را

دوست میدارم… فقط تو را…!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1384/10/07ساعت 2:12 PM  توسط محمد  | 

قصه زندگی....

من از قصه زندگی ام نمی ترسم  

من از بی تو بودن به یاد تو زیستن و
 
تنها از خاطرات گذشته تغذیه کردن می ترسم.

ای بهار زندگی ام

اکنون که قلبم مالا مال از غم زندگیست

اکنون که باهایم توان راه رفتن ندارد

برگرد

باز هم به من ببخش احساس دوست داشتن جاودانه را

باز هم آغوش گرمت را به سویم بگشا

باز هم شانه هایت را مرحمی برایم قرار بده.

بگزار در آغوشت آرامش را به دست آورم

بدان که قلب من هم شکسته

بدان که روحم از همه دردها خسته شده.

این را بدان که با آمدنت غم برای همیشه من را ترک خواهد کرد.

بس برگرد که من به امید دیدار تو زنده ام

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1384/10/07ساعت 2:7 PM  توسط محمد  | 

فرید داداشه خوبم سلام نمی دونستم که آیا میتونم بازم باهات حرف بزنم یا اینکه بتونم دیگه بهت نگاه کنم  من چیزی که ازت یاد گرفتم میدونی چی بوده ........................؟ 

آره  اولش با خ شوروع میشه ۲ با   و   شروع میشه و حرف آخرش با   ب    آره داداش اینجا حرفه دلمو واست زدم گفتم شاید بازم بییای سر بزنی اینو بخونی

منم واقعا از اینکه صداتا حرفاتا نمیشنوم واقعا متاسفم اگه تونستی آیدی منو تو لیست جدیدت ادد کن

داداشت محمد

خوش باشی

+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/10/04ساعت 2:5 PM  توسط محمد  | 

تقدیم به دوستام

می دونی قشنگیه راه رفتن زیر بارون چیه؟؟؟؟؟ اینه که هیچکس نمی تونه اشکاتو ببینه...

دنبال نگاه نرو چون ممکنه گولت بزنه .....دنبال دارايي نباش چون هرچي هم باشه بالاخره تموم ميشه....دنبال لبخند برو چون فقط لبخند مي تونه يک روز تاريک رو روشن و زيبا بکنه پس دنبال کسي برو که تو رو شاد کنه.

آدمک آخر دنياست بخند /  آدمک مرگ همين جاست بخند /  آن خدايي که بزرگش خواندي /  به خدا مثل تو تنهاست بخند /  دستخطي که تو را عاشق کرد /  شوخي کاغذي ماست بخند  /  فکر کن درد تو ارزشمند است / فکربکن گريه چه زيباست بخند.

 

+ نوشته شده در  شنبه 1384/10/03ساعت 11:25 PM  توسط محمد  | 

گفتم بعد از شعرای باهال یک جندتای شعر طنزم بگذارم شاد شید ....

20 بار دیدمت. 19 بار بهت خندیدم. 18 بار به من اخم کردی.17 بار از دستم خسته شدی ولی 16 بار دیگه سعی کردم. و 15 جمله عاشقانه رو 14 بار به 13 زبان و 12 لهجه و 11 روز و روزی 10 بار به کمک 9 نفر به تو گفتم.اما تو 8 بار قهرکردی.7 بار صورتتو از من برگردوندی و من 6 بار برات مردم .5 بار قربونت رفتم و 4 بار نازتو کشیدم .تو 3 بار ناز کردی و 2 بار خندیدی و جونموبه لبم رسوندی تا یک بار بگی دوستم داری!!!

عشق يعني کوچک کردن دنيا به اندازه يک نفر يا بزرگ کردن يک نفر به اندازه دنيا!!!

 دوستت دارم به 26 زبان English : I Love You 02) Persian : Tora doost daram 03) Italian : Ti amo 04) German : Ich liebe Dich 05) Turkish : Seni Seviyurum 06) French : Je t'aime 07) Greek : S'ayapo 08) Spanish : Te quiero 09) Hindi : Mai tumase pyre karati hun 10) Arabic : Ana Behibak 11) Iranian : Man doosat daram (send 2all)kasi bekhodesh nagire faghat ba yenafarm on ham khodesh midone.by

تجربه بی رحم ترین معلم دنیاست, چون اول امتحان می گیره بعد درس میده....

با عشق زمان فراموش مي شود و با زمان هم عشق.

ديروز که فرياد زدم دوستت دارم , گفتي : نمي شنوم لطفا بلندتر. و امروز که به آرامي
گفتم دوستت ندارم , گفتي هيس چرا داد مي زني؟؟؟؟؟

اين رو بدون که توي اين دنيا يک قلب هست که فقط به خاطر تو ميطپه و اون قلب خودته.

 سوسياليسم : دو گاو داريد.يكي را نگه مي داريد.ديگري را به همسايهء خود مي دهيد.
 كمونيسم : دو گاو داريد.دولت هر دوي آنها را مي گيرد تا شما و همسايه تان را در شيرش شريك كند..
 فاشيسم : دو گاو داريد.شير را به دولت مي دهيد.دولت آن را به شما مي فروشد..
 كاپيتاليسم : دو گاو داريد.هر دوي آنها را مي دوشيد.شيرها را بر زمين مي ريزيد تا قيمتها همچنان بالا بماند..
 نازيسم : دو گاو داريد.دولت به سوي شما تيراندازي مي كند و هر دو گاو را مي گيرد..
 آنارشيسم : دو گاو داريد.گاوها شما را مي كشند و همديگر را مي دوشند..
 ساديسم : دوگاو داريد.به هر دوي آنها تيراندازي مي كنيد و خودتان را در ميان ظرف شيرها مي اندازيد..
 آپارتايد : دو گاو داريد. شير گاو سياه را به گاو سفيد مي دهيد ولي گاو سفيد را نمي دوشيد..
 دولت مرفه : دو گاو داريد.آنها را مي دوشيد و بعد شيرشان را به خودشان مي دهيد تا بنوشند..
 بوروكراسي : دو گاو داريد.براي تهيهء شناسنامهء آنها هفده فرم را در سه نسخه پر مي كنيد ولي وقت نداريد شير آنها را بدوشيد..
 سازمان ملل : دو گاو داريد.فرانسه شما را از دوشيدن آنها وتو مي كند.آمريكا و انگليس گاوها را از شير دادن به شما وتو مي كنند.نيوزلند راي ممتنع مي دهد..
 ايده آليسم : دو گاو داريد.ازدواج مي كنيد.همسر شما آنها را مي دوشد..
 رئاليسم : دو گاو داريد.ازدواج مي كنيد.اما هنوز هم خودتان آنها را مي دوشيد..
 متحجريسم : دو گاو داريد.زشت است شير گاو ماده را بدوشيد..
 فمينيسم : دو گاو داريد.حق نداريد شير گاو ماده را بدوشيد..
  پلوراليسم : دو گاو نر و ماده داريد.از هر كدام شير بدوشيد فرقي نمي كند..
 ليبراليسم : دو گاو داريد.آنها را نمي دوشيد چون آزاديشان محدود مي شود..
 دموكراسي مطلق : دو گاو داريد.از همسايه ها راي مي گيريد كه آنها را بدوشيد يا نه..
 سكولاريسم : دو گاو داريد.پس به خدا نيازي نيست..

وصيت‌هاي يك مرده:



* قبر مرا نيم متر كمتر عميق كنيد تا پنجاه سانت به خدا نزديكتر باشم

*بعد از مرگم، انگشت‌هاي مرا به رايگان در اختيار اداره انگشت‌نگاري قرارده

*به پزشك قانوني بگوييد روح مرا كالبدشكافي كند، من به آن مشكوكم

*ورثه حق دارند با طلبكاران من كتك‌كاري كنند

*عبور هرگونه كابل برق، تلفن، لوله آب يا گاز از داخل گور اينجانب اكيدا ممنوع است

*بر قبر من پنجره بگذاريد تا هنگام دلتنگي، گورستان را تماشا كنم

*كارت شناسايي مرا لاي كفنم بگذاريد، شايد آنجا هم نياز باشد

*مواظب باشيد به تابوت من آگهي تبليغاتي نچسبانند

*روي تابوت و كفن من بنويسيد: اين عاقبت كسي است كه زگهواره تا گور دانش بجست

*دوست ندارم مردم قبرم را لگدمال كنند. در چمنزار خاكم كنيد

*كساني كه زير تابوت مرا مي‌گيرند، بايد هم قد باشند

*در مجلس ختم من گاز اشك‌آور پخش كنيد تا همه به گريه بيفتند

* شماره تلفن گورستان و شماره قبر مرا به طلبكاران ندهيد

*از اينكه نمي‌توانم در مجلس ختم خودم حضوريابم قبلا پوزش مي‌طلبم

*به مرده شوي بگوييد مرا با چوبك بشويد چون به صابون و پودر حساسيت دارم

*گواهينامه رانندگيم را به يك آدم مستحق بدهيد، ثواب دارد

*چون تمام آرزوهايم را به گور مي‌برم، سعي كنيد قبر مرا بزرگ بسازيد كه جاي جسدم باش

+ نوشته شده در  شنبه 1384/10/03ساعت 11:18 PM  توسط محمد  |